تنها راه نرفته

گروه فرهنگی هنری تنها راه نرفته

گروه فرهنگی هنری تنها راه نرفته

تنها راه نرفته

بسم الله الرحمن الرحیم

تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ‏] من با هر شدتی باشد می ‏گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.

در هر حال امشب شب دوم است که منتظر کشتی هستیم، از قرار معلوم و معروف یک کشتی فردا حرکت می ‏کند ولی ماها که قدری دیر رسیدیم، باید منتظر کشتی دیگر باشیم. عجالتاً تکلیف معلوم نیست امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل، از این حیث قدری نگران هستیم ولی از حیث مزاج بحمدالله به سلامت، بلکه مزاجم بحمدالله مستقیم تر و بهتر است. خیلی سفر خوبی است جای شما خیلی خیلی خالیست.

فرستنده: روح الله خمینی(ره)
گیرنده:خدیجه ثقفی
زمان: فروردین 1312 / ذی القعده 1351.
مکان: لبنان، بیروت.

آخرین نظرات

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نامه خاص» ثبت شده است

روزهای ماندگار

 

 

 همسر سردار شهید سید محمد جهان آرا می گوید:

شاید خیلی از آقایان یادشان برود که روزهای ازدواج، عقد، تولد و عید چه روزهایی است. اما محمد تمام این روزها را به خاطر داشت و امکان نداشت آنها را فراموش کند؛ حتی اگر من در تهران بودم. این یادکردها همیشه با هدیه مادی هم همراه نبود. هر بار نامه ای می نوشت و از این روزها یاد می کرد. در این نامه ها مسئولیت من و خودش را می نوشت. نامه ای نبود که بنویسد و از امام یادی نکند. او با همین شیوه روزهای خاص زندگی مان را یادآور می شد.

همه این نامه ها را دارم و هنوز برایم عزیز هستند. هر بار آنها را می خوانم می بینم این جوان بیست و پنج ساله دارای روحیه لطیف و عمیقی بوده است. روحیه ای که در محیط خشن جنگ همچنان پایدار ماند.

 

منبع:خرمشهر، کو جهان آرا؛ گفت وگو با صغری اکبرنژاد همسر شهید سید محمدعلی جهان آرا

 

 

@tanha_rahe_narafte

تو هستی

بسم الله الرحمن الرحیم

صلی الله علیک یا اباصالح المهدی

 طلوع صبح را با نام و یاد شما آغاز می کنم که یاد شما، یاد خداست.

به امید دیدار رویت، کمر محکم می کنم و برمی خیزم و به کار مشغول می شوم و حواسم هست که مرا می نگری
دعایم می کنی
کمکم می کنی
راهنمایی ام می کنی
با من هستی اگر چه نمی بینمت
در دلم خانه داری و خانه ات را روز به روز، وسیع تر می کنی
ممنونم که هستی

الحمدلله رب العالمین

 

@tanha_rahe_narafte

کوله بار شرمندگی

خدا

به نام خدایی که ما را به حریم ملکوتیش راه داده است

مولای یا مولای، انت القوی و انا الضعیف و هل یرحم الضعیف الا القوی ؛ ای آقای من، ای مولای من، تویی قوی و توانا و منم ضعیف و ناتوان، و آیا در حق ضعیفی ناتوان چه کسی ترحم می کند به جز قوی توانا

ای عشق من
ای محبوب من
ای همه هستی ام
باز هم بنده ای شرمنده به درگاهت آمده 

باز هم بی پناه و خسته آمده
باز هم با دست های خالی آمده
باز هم با کوله باری از شرمندگی آمده

دست هایم هر چند که خالی است، کوله بارم هر چند که پر از پلیدی است؛ ولی به خوب جایی پناه آورده، به آغوش خوب کسی آمده.
همو که وسعت بخشش و عفوش، بی حد و بی نهایت است

 

 

@tanha_rahe_narafte

سلام پروردگار من

پروردگارا

سلام پروردگار من و پروردگار همه مردم 

ای معبود من دلم از این زمانه بدون صاحب و سرپرست مان گرفته

انگاری که پر پرواز نداریم.

حتی دیگر جای بال هایمان نیز درد می کند.

بار پروردگارا فرجی

فرجی از صاحب مان عنایت فرما 

اگر تو ای معبودم ما را در نیابی 
پس باید به کجا پناه ببریم؟!

 

@tanha_rahe_narafte