تنها راه نرفته

دوستی، محبت، عشق

دوستی، محبت، عشق

تنها راه نرفته

بسم الله الرحمن الرحیم

تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ‏] من با هر شدتی باشد می ‏گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد....

فرستنده: روح الله خمینی(ره)
گیرنده:خدیجه ثقفی
زمان: فروردین 1312 / ذی القعده 1351.
مکان: لبنان، بیروت.

آخرین نظرات
  • ۳۰ مهر ۰۰، ۱۷:۰۵ - سعید سجادی
    آمین💜

۲۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «به انتخاب تو» ثبت شده است

آیا می دانید نتیجه عجله والدین چیست؟

​​​​​​

🌺 گاه بدون اینکه که بدانیم به فرزندمان اضطراب و استرس وارد می‌کنیم و در انتها از بی قراریش متعجب می‌شویم.

 

«زود باش کار دارم»

«زود بگو باید برم»

«بدو دیرم شده»

 

🔸این جملات استرس را به جان کودک می‌اندازد، این وظیفه والدین است که زمان را طوری تنظیم کنند که مجبور به عجله کردن نباشند.

tanha_rahe_narafte@

خریدساده ازدواج

 

🌟قبلا در تلویزیون دیده بودمش. دل خوشی از او نداشتم. می گفتم این چه شهرداری است که حرف زدن هم بلند نیست. وقتی آمد خواستگاری نظرم عوض شد. با خرید عروسی مخالف بودم با اصرار آقا مهدی رفتیم بازار.

 

🌷یک حلقه به ارزش ۸۰۰ تومان خریدیم. وسایل زندگی مان هم کم و ساده بود.

یک سرویس غذا خوری ملامین، یک سماور، یک دست استکان نعلبکی و قاشق، یک دست رختخواب و دو تا فرش ماشینی.

 

🍁مهدی بعد از خریدن فرش ها پیشنهاد داد فرش ها را به مسجد دهیم و جایش موکت بگیریم. من هم قبول کردم.

 

🌹یازدهم آبان ۱۳۵۹ ازدواج کردیم با مهریه یک جلد کلام الله مجید و یک کلت کمری.

روز بعد مهدی به منطقه برگشت.

 

راوی: صفیه مدرس؛ همسر شهید

 

📚نمی توانست زنده بماند؛ خاطراتی از شهید مهدی باکری، نویسنده: علی اکبری،ع صفحه 20

 

 

tanha_rahe_narafte@

 

فقط یک نوع غذا

🌺 اگر مهمان با دعوت آمده بود، سفارش می کرد فقط یک نوع غذا درست کنم و اگر ناخوانده هم بود، می گفت هر چه که خودمان داریم، باهم می خوریم حتی اگر نان و ماست باشد.

🌸یک شب مهمان داشتیم رفت بیرون تا میوه بخرد. برگشتنی دیدم که سیب های کوچک و پلاسیده خریده بود.

🌷گفتم: عباس! این ها چیست که خریده ای؟ با چه رویی اینها را جلوی مهمان بگذاریم.

🌱می گفت: بالام جان! چه فرقی می کند، پوستش را بکنی همه شان شکل هم اند.

🌟دیده بود که پیرمردی بساط کرده و کسی سیب هایش را نمی خرد.. همه را خریده بود. 

📚آسمان؛ بابائی به روایت هسر شهید، نویسنده: علی مرج، صص ۲۸-۲۷

tanha_rahe_narafte@

انسان خلیفه خدا

 

 

پست و مقام‌های دنیوی ، اعتباری و مجازی است و با رأی مردم بدست می‌آید و فقط در مکان خاص و زمان خاصی اعتبار دارد ، اما خلیفة الهی مقامی است که تمام ملائکه در عرش و موجودات در فرش به آن غبطه می‌خورند ، مقامی که فرا زمانی است و فرامکانی.

اگر انسان ، این تاج خلیفة الهی را بر سر خود می دید ، هرگز منت پست و مقام‌های دنیوی را نمی‌کشید و بواسطه‌ی آنها ، آخرت خود را تباه نمی‌ساخت.

حیف انسان نیست که با اعتبار و مجاز معامله کند؟!

 

tanha_rahe_narafte@

پدر و مادرم دعایتان مستجاب شد

✨ پدر و مادرم دعایتان مستجاب شد. 

☘پدر، فراموش نمی‌کنم وقتی که آمدید پشت میله‌های زندان قصر و گفتید: خدایا من از این فرزند راضی هستم، تو هم راضی باش و من چقدر آسوده شدم.

🌸ای مادرم، شما آن مادری هستید که در اولین برخورد هنگام ملاقات در زندان حماسه‌ای همچون حضرت زینب آفریدید. همان جا که گفتید: فرزندم ناراحت نباش تو سرباز امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)  هستی؛ درس‌هایت را بخوان و مرا از آن گرداب هولناک به ساحل اطمینان خاطر آوردید و اگر این فرزند کوچک شما فاتحانه و پیروزمندانه با چهره سفید از دنیا رفت، بدانید همان دعای شماست که در اولین سال عروسی خود جهت فرزندی صالح کردید، مستجاب گشته و خدا این فرزند صالح را از شما پذیرفته است.

📜فرازی از وصیت نامه عبدالله میثمی

📚 تنها ۳۰ ماه دیگر، نوشته: مصطفی محمدی، ص ۲۰۰

 

tanha_rahe_narafte@

عیدی می خواهم

کاندیدای اصلح کیه؟

 

 

🌼شهید چمران یکی از ملاک های شناخت کاندیدای اصلح را بررسی سابقه می دانست.

☘بنی صدر کاندیدای ریاست جمهوری شده بود و اکثریت مردم طرفدار او بودند. همه شعار می دادند: «بنی صدر ۱۰۰ درصد».
🍃رفتم پیش شهید چمران و نظرش را درباره رأی به بنی صدر پرسیدم. نظرش منفی بود.

🌸می گفت: «بنی صدر را از زمان حضور در اروپا می شناسمش. در آنجا هم مخالف بچه های انجمن اسلامی بود و فقط خودش را تبلیغ می کرد. به هر قیمتی که شده می خواست رئیس باشد. این چنین آدمی خطرناک است».

🌺راوی: احمد کاویانی

📚 چمران مظلوم بود ؛ خاطراتی از شهید چمران، نویسنده: علی اکبری،صفحه ۳۵٫

tanha_rahe_narafte@

حمایت از کالای ایرانی

✨حمایت از کالای ایرانی

 

وقتی تاریخ مراسم عروسی قطعی شد، از فردای ماه رمضان افتادیم دنبال مقدمات مراسم. قرار بود از جهیزیه چهار وسیله یخچال، تلویزیون، فرش و ماشین لباسشویی را حمید بخرد. بقیه جهیزیه را تا حد امکان همراهیم می‌کرد تا بخریم.

 

🌺در همان روز اول خرید حمید گفت: وقتی حضرت آقا گفته‌اند از کالای ایرانی حمایت کنید، ما هم باید گوش کنیم و جنس ایرانی بخریم.

هر فروشگاهی که می‌رفتیم دنبال جنس ایرانی بودیم. نظر هر دوی ما هم همین بود تا حد امکان جنس ایرانی.

 

📚 یادت باشد؛ شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی به روایت فرزانه سیاهکالی مرادی؛ همسر شهید، مصاحبه و باز نویسی: رقیه ملا حسینی، نویسنده: محمد رسول ملا حسینی، ص۱۱۸

 

tanha_rahe_narafte@

 

ازچه سنی کودکان را به نماز امر کنیم؟

✨از چه سنّی کودکان را به نماز امر کنیم؟

 

🌺امام صادق علیه السلام فرمودند:«إِنَّا نَأْمُرُ صِبْیانَنَا بِالصَّلَاةِ إِذَا کانُوا بَنِی خَمْسِ سِنِینَ فَمُرُوا صِبْیانَکمْ بِالصَّلَاةِ إِذَا کانُوا بَنِی سَبْعِ سِنِینَ..

 

🌸ما أهل بیت هنگامی که اطفال مان به پنج سالگی رسیدند، دستور می دهیم نماز بخوانند، پس شما کودکان خود را از هفت سالگی امر به نماز کنید...»

 

📚الکافی، ج۳، ص۴۰۹

 

tanha_rahe_narafte@

 

 

 

نبرد با آمریکا

✨نبرد با آمریکا 

 

🌸آمریکا به معنای کلمه نسبت به حاجی کینه ای بود. او به حیثیت آمریکا ضربه زده بود.

 

☘برش اول:

وقتی حکومت صدام کارایی خودش را از دست داده بود، آمریکایی ها آمدند تا به طور کامل حذفش کنند. وقتی آمریکایی ها وارد عراق شده بودند، عده ای مجاهدان عراقی برای مشورت آمدند پیش حاجی. می خواستند با آمریکا همکاری کنند در کشتن صدام.

حاجی خیلی نطق کوبنده ای کرد. می گفت: «دشمنی ما با صدام معنایش این نیست که با آمریکایی ها دوست هستیم و برویم دست توی دستش بگذاریم و بلرای نابودی صدام با اونا همکاری کنیم».

 

☘برش دوم:

آمریکایی ها ریخته بودند توی نجف و شایعه شده بود که می خواهند بیایند سراغ حرم. خیلی از مجاهدان حتی مردم عادی عراق هم آمده بود برای دفاع از حرم. مقرمان نزدیک حرم حضرت علی (ع) بود. همان روزها حاجی با یک دشداشه عربی آمد مقر. پرسیدم: چطور خودت را رسوندی اینجا.چطورش را نگفت؛ ولی گفت: «اومدم تا آمریکایی ها رو از نجف بندام بیرون».

 

🍃با مدیریتش خیلی از فرماندهان عراقی را شناسایی کرد و گروه های مقاومت را آورد پای کار و شر آمریکایی ها را برای همیشه از سر مردم عراق کم کرد.

 

راوی: حجج اسلام سعادت نژاد و سید حمید حسینی

 

📚سلیمانی عزیز؛ گذری بر زندگی و رزم شهید حاج قاسم سلیمانی، نویسنده: عالمه طهماسبی، لیلا موسوی و مهدی قربانی، صفحه ۴۴-۴۵

 

tanha_rahe_narafte@