تنها راه نرفته

گروه فرهنگی هنری تنها راه نرفته

گروه فرهنگی هنری تنها راه نرفته

تنها راه نرفته

بسم الله الرحمن الرحیم

تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ‏] من با هر شدتی باشد می ‏گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد....

فرستنده: روح الله خمینی(ره)
گیرنده:خدیجه ثقفی
زمان: فروردین 1312 / ذی القعده 1351.
مکان: لبنان، بیروت.

آخرین نظرات
  • ۱ شهریور ۰۰، ۱۳:۰۸ - اسید سیتریک
    عالی

سقای دشت کربلا

 

 وقتی حضرت اباالفضل به دنیا آمد. امام علی علیه‌السلام در گوش او اذان و اقامه خواند، و نام او را نهاد.

امام علی علیه‌السلام گه گاهی قنداقه عباس را در آغوش می‌گرفت، گریه می‌کرد و بازوانش را می‌بوسید.

روزی ام‌البنین علت این گریه را پرسید ؛ امام در جواب فرمود: این دست ها در راه کمک به حسین قطع خواهند شد.

حضرت عباس در خانه علی علیه السلام و در دامان مادری با ایمان و وفادار و در کنار حسن و حسین علیه‌السلام رشد کرد واز این خاندان پاک درس‌های بزرگ انسانیت، شهادت و صداقت آموخت.


او به یقین می‌دانست که برای چه روز عظیمی ذخیره شده و می‌دانست که برای عاشورا به دنیا آمده است.

🔹دستت به روی خاک و همه دست می زنند
🔹در این میان منم که دو دستی به سر زنم

 

@tanha_rahe_narafte

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی