تنها راه نرفته

دوستی، محبت، عشق

دوستی، محبت، عشق

تنها راه نرفته

بسم الله الرحمن الرحیم

تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ‏] من با هر شدتی باشد می ‏گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد....

فرستنده: روح الله خمینی(ره)
گیرنده:خدیجه ثقفی
زمان: فروردین 1312 / ذی القعده 1351.
مکان: لبنان، بیروت.

آخرین نظرات
  • ۳۰ مهر ۰۰، ۱۷:۰۵ - سعید سجادی
    آمین💜

حیاط خانه مامان

 

 🍃حوض آبی رنگ حیاط خانه مادربزرگ پر از ماهی‌های قرمز بود. با برادرهایم دور آن  می‌دویدیم و به همدیگر آب می‌پاشیدیم.

🌸مادر صدایش در می‌آمد، ولی مادربزرگ همانطور که عینکش را با گوشه روسری سفید بلندش پاک می‌کرد، گفت:«بزار بازی کنن مادر، بچه تا بچگی نکنه بزرگ‌ نمیشه. بزار راحت باشن.»

☘️ما خندان و ذوق زده به بازی‌مان ادامه می‌دادیم.

🌺چه روزهای خوشی بود؛ چند سال از فوت مادربزرگ می‌گذرد. دیگر حیاط و حوض خانه او را فقط در خواب می‌بینم. خانه‌ او را کوبیدند تا به جای آن برج بسازند.

 

 

tanha_rahe_narafte@

 

https://instagram.com/tanha_rahe_narafte

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی