تنها راه نرفته

دوستی، محبت، عشق

دوستی، محبت، عشق

تنها راه نرفته

بسم الله الرحمن الرحیم

تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ‏] من با هر شدتی باشد می ‏گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد....

فرستنده: روح الله خمینی(ره)
گیرنده:خدیجه ثقفی
زمان: فروردین 1312 / ذی القعده 1351.
مکان: لبنان، بیروت.

آخرین نظرات
  • ۳۰ مهر ۰۰، ۱۷:۰۵ - سعید سجادی
    آمین💜

بی‌خیالی

 

🌺فایزه در اتاق نشسته بود و تدریس مجازی‌اش را انجام می‌داد. ناگهان صدای جیغ دخترش حورا بلند شد. خواست بلند شود، ولی احساس‌کرد بهتر است دانش آموزانش از وضع و حال زندگی او چیزی ندانند. ترجیح داد خودش را از لذت جمله‌هایی از این دست محروم نکند:« چقدر شما خوبید.» یا خجالت بامزه و کودکانه‌ی بعضی بچه‌ها موقع گفتن این جمله که:«ببخشید میشه مامان منم باشید.»

 

🌸کمی قلبش تپید، اما با همان متانت همیشگی، درس را ادامه داد. چند دقیقه‌ی بعد بی‌آنکه هول شود، برای بچه‌های پشت سیستم، دستی تکان داد و به اتاق دخترش سرک کشید. 

 

☘پنجره باز بود. گربه‌ی بزرگی در حال لیس زدن دست‌هایش بود. حورا بیهوش کف اتاق افتاده بود. 

 

tanha_rahe_narafte@

 

https://instagram.com/tanha_rahe_narafte

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی