تنها راه نرفته

دوستی، محبت، عشق

دوستی، محبت، عشق

تنها راه نرفته

بسم الله الرحمن الرحیم

تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ‏] من با هر شدتی باشد می ‏گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد....

فرستنده: روح الله خمینی(ره)
گیرنده:خدیجه ثقفی
زمان: فروردین 1312 / ذی القعده 1351.
مکان: لبنان، بیروت.

آخرین نظرات
  • ۳۰ مهر ۰۰، ۱۷:۰۵ - سعید سجادی
    آمین💜

۲۹۷ مطلب با موضوع «مناسبتی» ثبت شده است

قدردانی از مادر

🌼مادرم

به پاس همه زحماتت، بهشتم را جائی می‌سازم که بوی محبت‌های تو را داشته باشد.

 

tanha_rahe_narafte@

 

https://instagram.com/tanha_rahe_narafte

دانه‌ی تسبیح او

 

 

می‌خواهم از او بگویم؛ امّا قطره چگونه از دریا بگوید؟! فردی زمینی، چگونه آسمانی را توصیف کند؟! سنگریزه در برابر عظمتی چون کوه چه می‌تواند بگوید؟! خاک چگونه از طلا بگوید؟! کوچکی چون من بزرگی چون او را چگونه صدا بزند؟! فرشی را چه به عرشی گفتن؟! 

فرزند ناخلف، چگونه بهترین مادر را صدا بزند؟!

کاش دانه‌یِ تسبحش بودم. مادرمان فاطمه، بهترین مادر دنیاست. بهشت از لبخند و تسبیح مادرمان فاطمه است. هر گُل در عالم هستی، از بوی مادرمان فاطمه است. امّا مادرمان با تمام بدی‌هایمان دوستمان دارد.

 

سلام حضرت مادر❤️

 

tanha_rahe_narafte@

 

https://instagram.com/tanha_rahe_narafte

گوهر نایاب

 

🌸وقتی که کارت گیر می‌کند، سراغ مادر می‌روی، ولی وقتی مادر کارت دارد، می‌شود مزاحم؟!

 

☘ولی باید دانست؛ مادر، گوهر نایاب است.

 

☘وقتی چیز می‌ترسیدیم، آغوش مادر بهترین مکان برای آرامش‌مان بود.

 

☀️مادر یعنی امنیت و آرامش.

 

🎉آرامش زندگی روزت مبارک🎉

 

tanha_rahe_narafte@

 

https://instagram.com/tanha_rahe_narafte

یاسی که به تاریخ درس معرفت و شخصیت داد

 

 

🌼ای زهرا ای یاس نبی تو آمدی تا خانواده معنا بگیرد، تو آمدی تا همسرداری معنا بگیرد؛ تو آمدی تا فرزندداری معنا بگیرد و فرزندانی در زیر سایه محبت مادر رشد نمایند، تربیت شوند و تا ملکوت اوج گیرند. 

 

✨یاس نبی تو آمدی تا تاریخ از تو درس معرفت و شخصیت بگیرد.

 

tanha_rahe_narafte@

 

https://instagram.com/tanha_rahe_narafte

اضطراب

 

همه جا سیاه پوش بود. بوی اسفند همراه با صدای گریه و زاری فضا راپر کرده بود، پایان مراسم روضه‌ی ده روز بود و دستها برای بردن توشه‌ای بلند بود. 

 

🍃محبوبه دستانش را بالا برده بود و در دلش حرفهایی را می‌زد که سالها روی دلش، ردی از خون انداخته بود:«خدایا خودت میدونی که چقدر ازصمیم قلب می‌خوام که بتونم مادر باشم! چقدر حرفهاشون آتیش به جون من و مردم انداختن. چقدر پز بچه هاشون رو دادن. خدایا برای من طوری نیست ولی تو راضی نشو دل بهرام به زندگی سرد بشه. تو راضی نشو زندگیم از هم بپاشه. این شیاطینو از زندگیم جمع کن یا بچه‌ای به من بده که زبانشون کوتاه بشه. خدایا نذر حضرت ام البنین، چهارده هزار صلوات می‌فرستم اگه این مشکلم حل بشه و بهرام به زندگی برگرده.» 

 

☘اشکهایش را که با پشت دست پاک کرد، احساس آرامش کرد. عادت داشت اشک را به چهره اش بمالد و همان دست خیس اشک را به آسمان بلند کند وحاجت بخواهد. 

 

🌸حالا قلبش آرامشی عمیق پیدا کرده بود. آرامشی که گمشده‌ی چند ماهه‌اش بود. مطمئن بـود دست رد به سینه‌اش نخواهد خورد. 

 

🌺لبخندزنان برخاست، چادرش را جمع کرد و به سمت خانه راه افتاد. اما این بار بی اضطراب. انگار پاهایش او را می کشاند. 

 

tanha_rahe_narafte@

 

https://instagram.com/tanha_rahe_narafte

 

مثل مادر

aghoosh por mehr

 

وقتی دست دشمن، قلب تاریخ را به عزای مادر نشاند. خانه‌ی بدون زهرا، دل یتیمان علی را آزرد. مادری کردن دست‌های کوچک دختر،

 بهانه‌ی مادر گرفتن حسین، چشمان پر اشک حسن و سکوتش، فضای خانه را غم آلود کرد.

 

خانه‌ی علی علیه‌السلام ، فاطمه‌ای عباس پرور می‌خواست که روشنی چشم حسن علیه‌السلام، یاور حسین علیه‌السلام و قوت قلب زینب و کلثوم سلام‌الله‌علیهما باشد.

 

نامش با مادری کردن برای فرزندان فاطمه، برای همیشه جاودانه شد. وقتی بشیر خبر شهادت فرزندانش را به او رساند، گفت:«رگ قلبم را پاره کردى، بچه‌‏هایم و آن‌چه زیر آسمان است، فداى اباعبدالله؛ از حسین برایم بگو.»

 

tanha_rahe_narafte@

 

https://instagram.com/tanha_rahe_narafte

اُم‌ّالشهداء

ام البنین بانویی که افتخار خادمه‌ی خانه‌ی حیدر را دارد.

 

مادر چهار شهید کربلاست که فدایی حسین علیه‌السلام شدند.

 

گرچه در کربلا نبود؛ ولی کار کربلایی کرد. با ندبه‌هایش چهره یزید و یزیدیان را رسوا نمود.

وقتی که بعد از واقعه عاشورا در سوگ حسین فاطمه به عزا نشست، شهادت و فراق حسین، دردی فراموش نشدنی و طاقت فرسا برایش بود. او داغ فرزندانش را می‌توانست تحمل کند، امّا حسین علیه‌السلام را نه...

 

ام البنین نامی بود که حضرت علی علیه‌السلام برای او برگزید و بعد از حادثه کربلا به اُمّ الشهداء معروف شد. 

 

🏴سالروز شهادت بانوی دو عالم، مادر قمربنی‌هاشم تسلیت باد.🏴

 

 

غربت بعد از تو

 🏴غربت بعد از تو 🏴

 

🏴غربت بعد از تو🏴

 

 

 

⭐️ستارگان چشم بر هم نهادند. هوا دلگیر شد. ماه خجالت می‌کشید، رخ از پس ابرها بگیرد. نمی‌خواست شاهد غربت بزرگ مرد تاریخ باشد. 

 

🍁شیرمرد جنگ‌های سخت، بی‌صدا از غم و درد دختر پیامبر گریست.

 

🥀مولا بعد از او، سر درون چاه می‌کرد و حرف‌ها با دل چاه می‌گفت.  

 

بعد از رفتن بانو، موهای زینب را چه کسی شانه کرد؟

 

چه کسی وقتی مولایم علی وارد خانه می‌شد با لبخند به استقبالش می‌رفت.

 

🏴ام ابیها نزد پدر رفت و 

 

امیرالمؤمنین غریب‌تر و تنهاتر شد.

 

tanha_rahe_narafte@

 

https://instagram.com/tanha_rahe_narafte

گل خفته

 

 🍃عده‌ای اطراف خانه‌ای در مدینه جمع شدند. کم‌کم افراد بیشتری دور آن‌ها ایستادند. یکی از بین جمعیت پرسید:«چه خبره؟ چرا اینجا جمع شدین؟»

☘️کسی از میان مردم فریاد زد:«ما بیعت کردیم، دست از بیعت‌مون برنمی‌داریم.»

🔹دیگری صدا بلند کرد:«این چه غوغاییه راه انداختین؟ یادتون رفته، پیامبر می‌اومد درِ این خونه، سلام می‌داد؟»

🔸همهمه شد. عمر با تندی و خشم فریاد زد:«هیزم بیارید. خونه رو با هر کی که توشه آتیش می‌زنیم.»

🔘مردی در آن شلوغی گفت:«این خونه‌ی دختر پیغمبره! حضرت، این خونه و اهلش رو خیلی دوست داشت، اهل این خونه محترمند.»

🍂اما هیچ کس در آن لحظات بلوا، گوش شنوا نداشت. عده‌ای هیزم‌ به دست رسیدند. کسی مشعل به دست هیزم‌ها را به  آتش کشید. کم کم آتش به درِ خانه رسید.  عمر سعی کرد در را باز کند تا به داخل خانه هجوم بیاورد. در حالی که فاطمه خود را به در چسبانده بود تا مانع شود، اما عمر با تمام توان لگدی به در نیم سوخته زد که ... ۱

🍁دختر پیامبر بعد از جریان در نیم سوخته، جسمش رنجور و روز به روز حالش بدتر شد. در بستر خوابید. رنگ به چهره نداشت.
علی نگاهی به صورت رنگ پریده‌ی او انداخت. به سمت مسجد راهی شد.

🥀‌‌ فاطمه به سختی از بستر برخاست. لباس نو پوشید. وضو گرفت. دوباره به بستر خود برگشت و رو به قبله دراز کشید. با صدای آرام صدا زد:«اسماء! یه کم صبر کن، بعد صدام بزن. اگه جواب نشنیدی ... »

🔹اسماء کمی صبر کرد. قلبش تند تند می‌زد. دل نگران کنار بستر بانویش نشست. با صدای لرزان صدا زد:«بانوی من!»

🍂هرچه صدا کرد، جوابی نشنید. دستش می‌لرزید. پارچه را از روی صورت بانو برداشت. آهی از تمام وجودش کشید‌. ناله‌ی اسماء بلند شد.
 
🍁همان لحظه حسن و حسین خردسال وارد اتاق شدند. رو به اسماء گفتند:« مادرمون عادت نداره، این وقت روز بخوابه!»

🥀حسین چند قدمی برداشت و کنار بستر مادر نشست. حسن خود را روی مادر انداخت و او را بوسید:«مادر! با من حرف بزن، قبل از این که روح از بدنم جدا بشه.»

🍂حسین لب‌هایش را روی پای مادر گذاشت،  بوسه‌ای زد:«مادر! قلبم داره از هم می‌پاشه، حرف بزن.»

🍁اشک از چشمان اسماء می‌بارید. با صدای لرزان به بچه‌ها گفت: «برید مسجد، به پدرتون خبر بدید.»

🥀بچه‌ها گریه‌کنان، دویدند. وقتی وارد مسجد شدند، حضرت علی  از دیدن چشم گریان فرزندانش فهمید ... ۲


✨۱.بحارالانوار، مجلسی،ج۳۰، ص۲۹۴.
✨۲. بر گرفته از ترجمه کتاب فاطمة الزهراء(علیهاالسلام)بهجة قلب المصطفی(صلی‌الله علیه و آله)
تألیف: احمد رحمانی همدانی،مترجم: سیدحسن افتخارزاده، ص۷۶۲.

 

tanha_rahe_narafte@

 

https://instagram.com/tanha_rahe_narafte

مزد رسالت

 

✅ مردم خود را نیازمند به نان، آب و سقف بالای سر دیدند، اما بی‌نیاز از ولیّ خدا.

 

🔘 حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها هر شب همراه حضرت علی و حسن و حسین علیهم‌السلام درِ خانه‌های مردم مدینه را کوبید، تا این را به آن‌ها بفهماند، ولی...!

 

🔘 مردم یادشان رفت، روز غدیر حضرت فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ»۱

 

🔘 مزد رسالت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله هیزم جمع کردن، دست بستن و کشان کشان بردن و ... بود؟!

 

🔘 خدا لعنت کند کسانی را که ارزش‌ها را تغییر دادند. مقصد گم شد. مردم معروف را رها کردند و با منکر دست بیعت دادند.

 

✅ حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها در مسجد خطبه خواند: ای مردم بدانید من فاطمه‌ام و پدرم محمّد است. او پدر من بوده است نه پدر زنان شما و برادر پسر عموی من بوده است نه برادر مردان شما. چه پر افتخار است این نسب. او آمد و رسالت خویش را به خوبی انجام داد و مردم را به روشنی انذار کرد.۲

 

📚۱.آجری، ابوبکر، الشریعة، ج۴، ص۲۰۴۹ 

📚۲. فاطمة الزهراء علیهاالسلام بهجة قلب المصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله

احمد رحمانی همدانی، ص۴۸۳