تنها راه نرفته

گروه فرهنگی هنری تنها راه نرفته

گروه فرهنگی هنری تنها راه نرفته

تنها راه نرفته

بسم الله الرحمن الرحیم

تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ‏] من با هر شدتی باشد می ‏گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.

در هر حال امشب شب دوم است که منتظر کشتی هستیم، از قرار معلوم و معروف یک کشتی فردا حرکت می ‏کند ولی ماها که قدری دیر رسیدیم، باید منتظر کشتی دیگر باشیم. عجالتاً تکلیف معلوم نیست امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل، از این حیث قدری نگران هستیم ولی از حیث مزاج بحمدالله به سلامت، بلکه مزاجم بحمدالله مستقیم تر و بهتر است. خیلی سفر خوبی است جای شما خیلی خیلی خالیست.

فرستنده: روح الله خمینی(ره)
گیرنده:خدیجه ثقفی
زمان: فروردین 1312 / ذی القعده 1351.
مکان: لبنان، بیروت.

آخرین نظرات

۷۱ مطلب با موضوع «سیره شهدا» ثبت شده است

عشق و ارادت شهید عبد الحمید دیالمه به امام خمینی

☘️وحید اعتقاد زائد الوصفی به امام خمینی (ره) داشت. می گفت: «تمام آرمان های ۱۴۰۰ ساله اسلام را در حرکت امام خیمنی می بینم».


🌟از همان سال های دانشجویی در دانشکده داروسازی مشهد، به تبیین مبانی ولایت فقیه و امام خمینی می پرداخت. معتقد بود که این انقلاب شتر صالح (علیه السلام) و امام خمینی مثل حضرت صالح است و اگر از دستاورد امام محافظت نکنیم، عذاب خدا نازل خواهد شد.

🌷امام در یک سخنرانی گفته بود که بروید جواب این افرادی که در دانشگاه ها حرف می زنند را بدهید. فردای آن روز، دکتر زر افشان یکی‌ازاساتیدسوسیالیست دانشگاه جلسه ای تشکیل داده بود. وحید با دوستانش به جلسه او می روند و می گویند باید جواب سؤالات ما را بدهی.

✨دکتر می گوید: این طوری دموکراتیک نیست.

🌺وحید می گوید: الان دیگر مرجع ما دستور داده و ما هم مقلدیم و دموکراتیک و غیر دموکراتیک سرمان نمی شود. خلاصه، بحث ها به زد و خورد می انجامد.

🌺آن قدر به امام خمینی علاقه داشت که می گفت: «اگر امام خمینی از دنیا برود، من تا آخر عمر لباس مشکی را ازتنم بیرون نخواهم آورد». خواست خدا هم این بود که وحید داغ امام را نبیند.

📚دیالمه، نویسنده: محمد مهدی خالقی و مریم قربان زاده؛ صفحه ۸۳-۸۲٫

 

 

@tanha_rahe_narafte

یک قدح آب


🌺یک قدح آب آورد. گفت: در روایت آمده است هر کس شب عروسی‌اش پای زنش را بشوید و آبش را در خانه بریزد، تا عمر دارند خیر و برکت از خانه‌شان نمی‌رود. به شوخی گفتم: پاهای من کثیف نیست.گفت: مهم این است که ما به روایت عمل کنیم. 

🌺 سه روز قبل از محرم عروسی کردیم. وضو گرفتیم و دعای کمیل ، توسل و زیارت عاشورا خواندیم. گفت: من دعا می‌کنم تو آمین بگو. اول شهادت، دوم حج ناگهانی و سوم اینکه بچه اولش پسر باشد و اسمش را بگذارد مصطفی. همه‌اش مستجاب شد.

📚مثل مالک، چاپ اول ،۱۳۸۵

 

 

@tanha_rahe_narafte

چقدر از شهدا دفاع می‌کنی؟

🌹روزِ همان شبی که قرار بود مجلس عقدش برگزار شود، از تربت حیدریه عازم مشهد بودیم. قرار بود در رباط سنگ تربت حیدریه منتظرش باشیم. با همان لباس کارش آمد.

🌺حاج آقای امیریان هم با ما با بود؛ اما ناراحتی از سر و رویش می‌بارید. سید از علت ناراحتی‌اش پرسید.

🌟حاج آقا گفت: در خوابگاه جهاد یکی عکس شهید بهشتی را پاره کرده است. سید خیلی ناراحت شد. همانجا ما را پیاده کرد و گفت: من تا تکلیف این شخص را مشخص نکنم، مجلس عقد نمی‌روم.

🌿سی کیلومتر راه را برگشت. رفته بود و آن شخص را پیدا کرده بود و گفته بود: همکاری شما با جهاد همین جا تمام می‌شود. ما نیازی به کسی که عکس شهید بهشتی را پاره کند، نداریم.

راوی: سید حسین نمازی؛ هم رزم شهید

📚سیرت رضوانی؛ زندگی نامه و خاطرات سردار جهادگر شهید محمد تقی رضوی، نویسندگان: عیسی سلمانی لطف آبادی و همکاران، صفحه ۲۴

 

 

@tanha_rahe_narafte


شهید خرازى به رفقایش گفته بود:

«من اهمیت نمى‌دهم درباره‌ ما چه مى‌گویند؛ من مى‌خواهم دل ولایت را راضى کنم.»

او مى‌دانست که آن دل آگاه و بصیر، فقط به ایران، به جماران، به تهران و به مجموعه‌ی یک ملت نمى‌اندیشد؛ به دنیاى اسلام مى‌اندیشد و در وراى دنیاى اسلام، به بشریت.

عزیزان من! این بصیرت چگونه حاصل مى‌شود؟ بر اثر گذشتن از خود؛ همین یک کلمه‌ آسان، اما در عمل، آن‌قدر مشکل که اکثر انسان‌ها در همین دو قدم این یک کلمه، در جا زده و مانده‌اند!»

🎙مقام معظم رهبری، ۱۳۸۰/۰۸/۰۹

 

 

@tanha_rahe_narafte

دخترها هم شهید می شوند؟


🌸یک هفته از تلفن صدیقه به خانواده‌اش می‌گذشت. دل‌ها بیقرار آمدنش بود. دوستش هم خواب دیده بود که صدیقه در خواب می‌گوید:«مبادا از جنازه‌ام عکس بگیرید راضی نیستم به جای اون نوشته‌هام را چاپ کنید.» آخر مرداد بود، آخرین افطار رمضان را می‌خوردند.

🌼صدیقه بعد از سحری مختصری که خورده بود تا موقع افطار سخت مشغول به کار بود. تنها در سلام نماز ظهر و عصرش فرصت پیدا کرده بود، لحظه‌ای آرام بگیرد. کلاس قرآنی که آن روز داشت، شلوغ‌ترین کلاسش، در مدتی بود که در بانه اقامت داشت.

🌺صدیقه افطارش را با نمک باز کرده بود. قیافه‌اش بنظر بقیه بچه‌ها یکجور خاصی شده بود. آن روز آرام‌تر از روزهای قبل بود. قصد کرد که اول نماز بخواند بعد چیزی بخورد. از جا به قصد وضو بلند شد که تیری از تفنگ خودش توسط منافقی، جان ۱۷ ساله‌اش را از ما گرفت.

📚کتاب راز یاس‌های کبود

 

@tanha_rahe_narafte

زن قهرمان هم داریم؟

✨رهبر معظم انقلاب در دیدارجمعی از زنان فرمودند:خواهران من! دختران من! بانوان کشور اسلامی!

🌸بدانید، در هر زمانی، در هر محیط کوچکی و در هر خانواده‌ای که زنی با این[الگوی اسلامی] تربیت توانست رشد کند، همان عظمت [زنان بزرگ]را پیدا کرد. مخصوصِ صدر اسلام نبود؛ حتّی در دوران اختناق، حتّی در دوران حاکمیت کفر هم این ممکن است.

🍃اگر خانواده‌ای توانستند دختر خودشان را درست تربیت کنند، این دختر یک انسان بزرگ شد. ما در ایران هم داشتیم، در زمان خودمان هم داشتیم، در خارج از ایران هم داشتیم. در همین زمان ما، یک زن جوانِ شجاعِ عالمِ متفکّرِ هنرمندی به نام خانم «بنت‌الهدی‌» – خواهر شهید صدر – توانست تاریخی را تحت تأثیر خود قرار دهد، توانست در عراقِ مظلوم نقش ایفا کند؛ البته به شهادت هم رسید.

🌸عظمت زنی مثل بنت‌الهدی، از هیچ یک از مردان شجاع و بزرگ کمتر نیست. حرکت او، حرکتی زنانه بود؛ حرکت آن مردان، حرکتی مردانه است؛ اما هر دو حرکت، حرکت تکاملی و حاکی از عظمت شخصیت و درخشش جوهر و ذات انسان است. این‌گونه زن هایی را باید تربیت کرد و پرورش داد.

🎤بیانات در دیدار جمعی از زنان
۱۳۷۶/۰۷/۳۰

 

 

@tanha_rahe_narafte

اگر حج بروی سوغات از کجا می خری؟


✨اگر حج بروی سوغات از کجا می خری؟

🌺حاج یونس با شهید حاج قاسم میر حسینی رفته بود حج.تمام سوغاتی شان را از قم خریده بودند.

🌷می گفتند:این پول ، ارز کشور ماست باید آن را به داخل برگردانیم  .

📚مثل مالک، صفحه ۳۸٫

 

 

@tanha_rahe_narafte

بی‌توجهی مردان خدا به دنیا


روز خرید عروسی، حسین به پدرم گفت: خواهش می کنم برای من چیزی نخرید. من چیزی احتیاج ندارم. اما هر چیزی که می خواستید برای من بخرید معادلش را برای زهرا خانم بخرید.

رفتیم بازار یک جفت حلقه، آینه و شمعدان، یک چراغ گرد سوز و یک چمدان خریدیم. برای من یک دست لباس و برای حسین هم کت و شلوار و کفش خریدیم.

روز عقد که شد، دیدم نه با آن کت و شلوار نو، بلکه با لباسی ساده آمده بود و اورکتش را هم روی شانه اش انداخته بود.

راوی: همسر شهید

نیمه پنهان ماه، جلد ۳۲؛ املاکی به روایت همسر شهید؛ صص۲۸ و ۲۷

 

 

 

@tanha_rahe_narafte

نمازِ شب‌خوانِ مخلص...

🌹شب عملیات بچه‌ها رو تقسیم کردم تا هر کدوم ساعتی رو بیدار باشند.گفتم: چون غلامعلی می‌خواد نمازشب بخونه، پاسِ آخر از ساعت 3 تا 5 برای او غلامعلی خندید و گفت: اگه می‌خوای امشب من رو مجبور به نماز شب کنی، اشکال نداره. گفتم: اگه اعتراض کنی ، به همه میگم هر شب وقتی خسته از  مانور بر می‌گردیم، تو چراغ‌ها رو خاموش می‌کنی و می‌نشینی به راز و نیاز...  غلامعلی پرید وسطِ حرف ، و بحث رو عوض کرد...

🇮🇷خاطره‌ای از زندگی سردار شهید غلامعلی دست‌بالا

📚همسفر تا بهشت۲ ، صفحه ۹۸

 

 

@tanha_rahe_narafte

هموطن کالای ایرانی بخر

🌿در همه چیز ما را محاصره کرده‌اند. یک روستایی هم که به شهر می‌آید تا پارچه بخرد، می گوید خارجی باشد ایرانی نباشد. زمینه‌ای فراهم کرده‌اند که جنس ما خراب است و شما نمی‌توانید جنس خوب به بازار ارائه کنید و هر چه هست از خارج است.

👨‍🔬اگر بگویند فلان دکتر در تهران درسش را تمام کرده تحویلش نمی‌گیرید؛ اما اگر بگویند که در فلان دانشگاه کالیفرنیا دوره دیده، فکر می‌کنیم از بهشت برین آمده است.

👨‍🎓اگر بگویند فلان سیاستمدار شاگرد مدرس یا آیت الله کاشانی است، تحویلش نمی‌گیریم؛ اما همین که بگویند در فلان دانشگاه سیاسی آمریکا درس خوانده، توجه ما را جلب می‌کند.

🔅اصلا در فرهنگ ما زمینه‌اش را درست کرده‌اند که داخل بد و خارج خوب است. ممکن است بگوئید واقعا همینطور است و جنس ایرانی همه‌اش بد و جنس خارجی همه‌اش خوب است.

📚 تنها ۳۰ ماه دیگر، نوشته: مصطفی محمدی،ص ۱۲۸

 

 

@tanha_rahe_narafte