تنها راه نرفته

گروه فرهنگی هنری تنها راه نرفته

گروه فرهنگی هنری تنها راه نرفته

تنها راه نرفته

بسم الله الرحمن الرحیم

تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ‏] من با هر شدتی باشد می ‏گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد....

فرستنده: روح الله خمینی(ره)
گیرنده:خدیجه ثقفی
زمان: فروردین 1312 / ذی القعده 1351.
مکان: لبنان، بیروت.

آخرین نظرات
  • ۱ شهریور ۰۰، ۱۳:۰۸ - اسید سیتریک
    عالی

۳۵ مطلب با موضوع «زندگی بهتر» ثبت شده است

آیا پیامبر عزیزمان خانه داشتند؟

🌿امروزه در جامعه ی ما افراد زیادی با مشکل مسکن مواجه هستند. هزینه های اجاره و رهن مسکن نیز سرسام آور است. عده زیادی‌ ازهموطنانمان‌ از این‌ موضوع‌ گلایه‌ دارند.

🌱باید گفت که بسیاری از معصومین از جمله پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله وسلم و بزرگان دین ما نیز گاهی در خانه ی خود زندگی نمی کردند. در مورد سیره پیامبر عزیزمان آمده است که:

🌷بعد از ورود پیامبر به مدینه، آن حضرت به مدّت هفت ماه در خانه ابوایوب انصاری زندگی کرد و پس از اتمام ساخت مسجد و خانه ­های اطراف آن تا هنگام رحلت در همان خانه ­های مسجدش سکونت داشت.(۱)

🌟در روایتی آمده است: پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رحلت کرد، در حالی که خشتی روی خشتی نگذاشت.(۲)

📚۱.تاریخ تحقیقی اسلام، محمد هادی یوسفی غروی، ج۲، ص۱۹۴

📚۲. مروارید آفرینش، ص ۳۳۶

 

@tanha_rahe_narafte

 

ماشین داری یا نه؟

🌹 این روزها که همه غرق تجملات شده‌اند و مسابقه‌ی چشم و هم چشمی بین مردم رواج یافته است، باید یادی کنیم از پیامبر عزیزمان، حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله و سلم که سرور جهانیان و کائنات هستی است.
او که نمونه ی کامل یک انسان وارسته است.

🍃او به عنوان بنده‌ی خوب خدا و رهبر جامعه‌ی اسلامی همیشه ساده زندگی می‌کرد.

🌺حضرت بر انواع مرکب‌ها (شتر، اسب و قاطر) و بیشتر بر الاغ بی‌پالان سوار می‌شد، یعنی ارزان‌ترین وسیله نقلیّه آن روز.

☘اما ما انسانهایی که ادعا داریم مسلمان هستیم، هر روز در جستجوی پول زیاد و ماشین مدل بالاتر به این در و آن در می‌زنیم و برای این مسأله شاید رنج‌های زیادی را تحمل کنیم. در صورتی که امکان دارد اصلا به آن ماشین احتیاجی نداشته باشیم و یا این که با یک وسیله نقلیه مدل پایین تر و ساده هم بتوانیم کارمان را انجام دهیم.

🌿کاش کمی بیشتر تامل کنیم و برای مال دنیا این قدر خود را اذیت نکنیم.

📚 سنن النبی صلی‌الله علیه وآله‌وسلم، ص۴۱

 

@tanha_rahe_narafte

تلنگر

:sunflower:نگاهم را به اطراف انداختم. هر که را دیدم، از هر سلیقه، هر رنگ ، نژاد و هر وضعیت اقتصادی لباسشان یکدست و یک رنگ بود. نوبتی راهی اتاق می‌شدیم. نوبتم  رسید. پسر کوچکم تا من را با این لباس دید، مثل ابر بهار شروع به باریدن کرد.
 
:four_leaf_clover:- منم می‌خوام همراه مامانم باش. مامان تو رو خدا منم ببر.  

:cherry_blossom:مادرم را می‌دیدم که سعی در آرام کردن پسرکم داشت.  خواستم لحظه‌ای برگردم و پسرکم را در آغوش بکشم که شاید آرام شود اما چنین اجازه ای به من ندادند.

:blossom:ابتدا من را روی تختی خواباندند.  بعد از چند لحظه من را وارد جایی تنگ و تاریک کردند. جایی پر از سر و صداهایی نامأنوس.
لحظه‌ای عمیق به فکر فرو رفتم. حس عجیبی داشتم. ترسی تمام‌ وجودم را احاطه کرده بود. کاش همین الان می‌شد از این‌جا رهایی پیدا کنم. پسرک عزیزم لحظه‌ای از جلوی نظرم کنار نمی‌رفت.  همین هفته پیش درخواست‌هایی از من داشت و من هر روز آن‌ها را به عقب می‌انداختم.

:hibiscus:- مامان جون منو پارک می‌بری؟ باهام بازی می‌کنی؟  

☘- حالا کار دارم، یه روز دیگه.

:blossom:کاش با همسرم امیر خوش اخلاق‌تر برخورد می‌کردم، چرا همیشه خودم را طلبکارش می‌دانستم.
 
:hibiscus:-مریم جون وایسادی لطفا یه لیوان آب بده.

☘-خودت برو بخور، مگه کلفت گرفتی؟

:cherry_blossom: کاش دل کوچک مادرم را هیچ وقت نشکسته بودم.

☘-دخترم،  مریم میشه امروز بیای منو‌ ببری دکتر؟

:blossom:- نه مادر، خودت تاکسی بگیر برو، من سرم شلوغه.  

:hibiscus: کاش به دوستم دروغ نگفته بودم. کاش با ارباب رجوعم به احترام بیشتر برخورد کرده بودم. خانواده همسرم را کاش مثل خانواده خودم تکریم می کردم. هزاران ای کاش دیگر از ذهنم گذشت. من چقدر از خدای خودم دور شده بودم که متوجه این همه اشتباه نشده بودم.  

☘دکتر دکمه دستگاه ام آر آی را خاموش کرد.

:blossom:-خانم می‌تونید از تخت بیاین پایین. الحمدلله مشکل خاصی نیست. با یه عمل کوچیک رفع میشه.

:hibiscus:همه چیز مثل حس یک مرگ بود، تلنگری برای من که به خودم بیایم. 

 

@tanha_rahe_narafte

نکات مثبت فرزندت را ببین

🌺تأکید بر نکات مثبت فرزندان، احساس عزّت نفس را در آنان بر می‌انگیزاند. در سیره پیشوایان معصوم علیهم‌السلام تأکید زیادی روی این مسئله، یعنی توجه مثبت به فرزندان و ایجاد یک فضای ذهنی سرشار از خوش‌بینی شده است.

حضرت علی علیه السلام در این زمینه بر ضرورت برجسته سازی نکات و ویژگی‌های مثبت افراد به طور عام تأکید نموده و می‌فرماید: 

🌹«انّ کثرة الذّکر لحسن افعالهم تهزّ الشجاع و تحرّض النّاکل؛

✨ یادآوری نقاط مثبت و کارهای خوب افراد، موجب تحرّک اشخاص شجاع و برانگیختن افراد دل سرد و مسامحه کار به رفتار مثبت خواهد شد.»    

 📚نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه ۵۳، ص ۵۷۴

 

 

@tanha_rahe_narafte

🔵حال و احساس خوب یعنی چی؟

یعنی احساس کنه که مهمه، ارزشمنده و بهش نیاز دارید.

🔹یعنی در کنار شما آرامش داشته باشه و همش نگران نباشه که نکنه الان بهش یه گیری میدید.

🔹 حس استقلال خودش رو حفظ کنه و یه موجود وابسته و چسبنده نباشه.

🔹 احساس امنیت داشته باشه. بدونه که در هر شرایطی چه خوشی و چه ناراحتی یک تکیه گاه داره.

 

 

@tanha_rahe_narafte

وقتی همسرتان مرتکب اشتباهی می‌شود

 

💠 در این مواقع تا جایی که امکان دارد، شوخی را جایگزین عصبانیت و رنجش خاطر کنید. باور کنید خیلی چیزها ارزش از بین رفتن محبت و صمیمیتِ میانِ شما را ندارد.

 

@tanha_rahe_narafte

دستمزد

 

🔹خسته از کار خانه روی مبل دراز کشید.چقدر کار؟ آن هم تکراری. بی هیچ دستمزدی. حالا وقتی هم که بیایند می‌گویند:«غذا چرا این مزه را دارد» طلبکار هم می‌شوند.کاش راهی برای نجات از این همه کار بود.

 

🌸با گوشه‌ی پیش بند، دستانش را خشک کرد وبرای استراحت میان کار روی مبل روبروی تلویزیون نشست . عدد

کانالها را بالا و پایین کرد. نه حوصله ورزش را داشت. نه شبکه‌ی پویا. تبلیغات تلویزیون هم که حوصله سر بر بود.

 

💠 نزدیک اذان بود، شبکه هفت را امتحان کرد؛ سوال مخاطبین که توسط کارشناس مطرح میشد توجهش را جلب کرد، مجری با لبخندی تصنعی از روی تبلت می‌خواند:«جناب دکتر بیننده‌ای پرسیده اند:«آیا در ازای کارخانه، اجر وپاداشی در انتظار خانمهاست یا آنها مجبورند به خاطر اطاعت ازشوهر، امور خانه را مدیریت کنند؟اکر اینطور باشد آیا جفا نیست؟»

 

💠مهمان برنامه، کمی روی صندلی جابجا شد و لبخندی زد و جواب داد:« باید توجه داشت که زنان ملزم به کاردرخانه نیستند. اما معمولا خودشان ترجیح می‌دهند و بخاطر تمیزی‌ومدیریت بهتر ازکس پیکر کمک نمی‌گیرند. هرچند می‌توان از کسی کمک خواست و در ازای آن وجهی هم داد. 

 

🔆ازسوی دیگر آقایان باید به این قصه توجه کنند واز همسرانشان توقع نداشته و تشکر به عمل بیاورند.

 

🔅اما خواندن این حدیث هم خالی از لطف نیست:امام صادق علیه السلام

 می فرمایند:«ما من امراة تسقی زوجها شربة من مآء الا کان خیرا لها من عبادة سنة صیام نهارها وقیام لیلها ویبنی الله لها بکل شربة تسقی زوجها مدینة فی الجنة وغفر لها ستین خطیئة .

 

🌿 هر زنی که به شوهرش مقداری آب دهد، برای او بهتر از عبادت یک سال است که روزهایش روزه باشد و شب هایش عبادت کند . و خداوند به جای هر مقدار آبی که به شوهرش بنوشاند، شهری در بهشت برایش می سازد و شصت گناهش را می آمرزد .»

 

 📚وسائل الشیعة، ج 14، ص 123 

 

tanha_rahe_narafte@

تقویت رابطه عاشقانه


مردها بدانند کمک به همسر در امور خانه و نگهداری از بچه‌ها باعث می‌شود که زن فرصت و حوصله کافی برای روابط عاشقانه و محبت‌آمیز با شما را داشته باشد.

کارهای سنگین و زیاد در خانه زن را از لحاظ روحی و جسمی خسته می‌کند و ناخودآگاه نشاط و توان ایجاد رابطه عاطفی قوی‌تر و مستمر با همسر‌ را از دست می‌دهد.

برای زن خیلی شیرین است که گاهی شوهرش، متواضعانه در خانه خدمت کند. اینکار لذت رابطه‌ی شما در خلوت را نیز زیاد می‌کند.

 

@tanha_rahe_narafte

صندوق صدقات

 

🌺اتفاقی که امروز افتاده بود را با خود مرور می کرد. چرا حواسش نبود کارد را از روی میز عسلی بردارد؟ همان کاردی که محمد برداشته بود و کنار چشمش را زخمی کرده بود. خدا را شکر کرد که به چشم او آسیبی نرسید. نگاهی به چهره پاک و معصوم کودکانش که در خواب شیرینی فرو رفته بودند انداخت. فرزندانش را بزرگترین نعمت و هدیه خدا می دانست. چه محمد پسر کوچکش با آن لب های نازک و گلگونش، بینی خوش فرم و موهای وزوزی اش که شبیه او بود و چه علی با لب های پر گوشت و قهوه ای اش، بینی عقابی و موهای سیاه و  لَختش که شبیه پدرش بود. با خود عهد بسته بود شُکر این دو نعمت را بجا آورد. برای همین تصمیم گرفته بود شیرینی و لذت دین را در جان کودکانش بنشاند. اولین قدم هایی که در این راه برداشت این بود که سخنان اهل بیت(علیهم السلام) را در مورد کودکان می خواند و در زندگی پیاده می کرد. 

🌸یک ماهی می شد که در حدیثی از امام رضا خوانده بود: «به کودک دستور ده که با دست خودش صدقه بدهد.» از همان روز آن را در زندگی اش به کار می برد. قبل از آن هر روز صبح، خودش این کار را انجام می داد؛ ولی آن روز بچه ها را صدا زد و گفت: نوردیده هایم بیائید اینجا، از امروز شما به جای مامان در این صندوق صدقه بیندازید. بچه ها خوشحال شدند هر دو همزمان گفتند: آخ جووون و بالا و پایین پریدند و بر سر اینکه کدامشان زودتر پول را در صندوق بیندازند دعوا کردند. هر دو وقتی که در قُلک هایشان پول می گذاشتند، کِیف می کردند . صندوق صدقات خونه شان نیز شبیه قُلک هایشان بود. 

✨الإمامُ الرِّضا علیه السلام : مُرِ الصَّبیَّ فلْیَتَصدَّقْ بیدِهِ بالکِسْرةِ و القَبْضةِ و الشَّیءِ و إنْ قَلَّ ، فإنَّ کلَّ شیءٍ یُرادُ بهِ اللّهُ ـ و إنْ قَلَّ ـ بعدَ أنْ تَصدُقَ النِّیّةُ فیهِ عظیمٌ ؛ به کودک دستور ده که با دست خودش صدقه بدهد، اگر چه به اندازه تکّه نانى یا یک مشت چیز اندک باشد؛ زیرا هر چیزى که در راه خدا داده مى شود، هر چند کم، اگر با نیّت پاک باشد زیاد است.
📚الکافی :ج4، ص4، ح 109902.


@tanha_rahe_narafte

عشق فقط عشق


✨هیچ وقت با همسرتون نجنگید.
هم به خاطر غرور شوهرتون و هم به خاطر حفظ شأن و منزلت خودتون.

🌺شما باید از هنر زنانگی و سیاست خودتون استفاده کنید نه قدرت نیش زبونتون. 

 

tanha_rahe_narafte@